مطمئن باش که مهرت نرود از دل من
مگر آن روز که در خاک شود پیکر من...
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
چون که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز...
یادگاری است زعشقی سوزان
که بود گرم وفروزنده هنوز

دنیا مکانی است برای تجربه کردن.دنیا جایی است برای بودن.دنیا محلی است برای ...عاشق شدن،عاشق بودن و عاشق زندگی کردن
هر لحظه از این دنیا خاطره ایست که شاید بارها و بارها بر آن گریستیم و گفتیم ای کاش
...می شد فقط یکبار دیگر تکرار می شد
دنیا یک لحظه دوست داشتن است که در نگاهی پیدا می شود
بوسه شاید یکی از بزرگترین دلیل های دوست داشتن است که همیشه همراه ما خواهد ماند
بوسه جای است در عشق که هیچ وقت جای خود را از دست نخواهد داد و همیشه پایدار خواهد ماند
بوسه یعنی عشق،دوست داشتن،زنده بودن،خاطره بوسه یعنی تمام دنیا

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای آسمان گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
آه، ای مردی که لب های مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ئی
هیچ در عمق دو چشم خامشم
راز این دیوانگی را خوانده ئی
هیچ می دانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم
هیچ می دانی کز این عشق نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم
گفته اند آن زن زنی دیوانه است
کز لبانش بوسه آسان می دهد
آری، اما بوسه از لب های تو
بر لبان مرده ام جان می دهد
هرگزم در سر نباشد فکر نام
این منم کاینسان ترا جویم بکام
خلوتی می خواهم و آغوش تو
خلوتی می خواهم و لب های جام
فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر
ساغری از باده هستی دهم
بستری می خواهم از گل های سرخ
تا در آن یکشب ترا مستی دهم
آه، ای مردی که لب های مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ئی
این کتابی بی سرانجامست و تو
صفحه کوتاهی از آن خوانده ئی!
تقدیم به تو





